على ربانى گلپايگانى
252
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
در كلمات فارابى عنوان « وجود ذهنى » هم به چشم نمىخورد ، ولى اين عنوان در كلمات شيخ الرئيس ( م / 427 ه ) به كار رفته است . وى در رد نظريهء « حال » و ثبوت معدومات ، مىگويد : « علت گرايش قائلان اين نظريه به آن ، جهل و نا آگاهى آنان به اين مطلب است كه « مخبر عنه » اگرچه در خارج معدوم است ، ولى ثبوت و وجود ذهنى دارد ، بنابراين آنچه در مقام اخبار لازم است ، اين است كه « مخبر عنه » در نفس خبردهنده داراى ثبوت باشد و اخبار در حقيقت و بالذات هميشه از همان وجود نفسى ( ذهنى ) است و بالعرض از موجود خارجى خبر مىدهيم » « 1 » . ولى در عين حال شيخ هم اين مسأله را به صورت مستقل در كتب فلسفى خود مطرح نكرده است . و به گفتهء فيلسوف شهيد مطهرى در كلمات شيخ اشراق ( م / 581 ) نيز بحث وجود ذهنى ديده نمىشود « 2 » . نخستين فردى كه اين مسأله را بهطور مشخص و به صورت خاص مطرح نموده است ، فخر رازى « 3 » ( م / 606 ه ) و پس از او خواجه نصير الدين طوسى ( م / 672 ) مىباشد ، آنان اين مسأله را پس از مسأله زيادت وجود بر ماهيت پيش كشيده و بر اثبات وجود ذهنى اقامه برهان نمودهاند ، عبارت خواجه نصير در اين باب چنين است : « و هو ينقسم الى الذهنى و الخارجى و الا لبطلت الحقيقية و الموجود في الذهن انما هو الصورة المخالفة في كثير من اللوازم » « 4 » : وجود به ذهنى و خارجى تقسيم مىشود و گرنه قضيهء حقيقيه باطل خواهد بود ، و آنچه در ذهن موجود است ، صورت موجود خارجى است كه در بسيارى از لوازم و آثار با موجود خارجى مخالفت دارد . وى در اين عبارت كوتاه سه مطلب را بيان كرده است : 1 - « مدعى » : و هو ينقسم الى الذهنى و الخارجى .
--> ( 1 ) الهيات شفاء ، مقاله 1 ، فصل 5 ، ص 296 ( 2 ) شرح مبسوط منظومه ، ج 1 ، ص 270 ( 3 ) المباحث المشرقية ، ج 1 ، ص 41 ( 4 ) كشف المراد ، ط مصطفوى ، ص 10